دين مقدس اسلام بهرهبردارى مشروع از نعمتهاى الهى و زيباييهاى زندگى را مباح و روا و اسراف و زيادهروى را حرام و ناروا مىداند و اين بدان جهت است كه مسلمان به تناسب امكانات و توانايى و كارآيى خود، در برابر جامعه مسؤوليت دارد. در اين صورت فرد اسرافكار قهرا از اجراى مسؤوليت و تعهدات اجتماعى خود بازمىماند و از اين رهگذر بر پيكر جامعه ضربه مىزند.
قرآن مجيد اين حقيقت را در ضمن مباحث اجتماعى در قالبهايى زيبا بيان مىكند و با هشدار به پيروان خود مىفرمايد: (و انفقوا فى سبيل الله ولاتلقوا بايديكم الى التهلكة) (1) يعنى در راه خدا انفاق كنيد و با دستهاى خود، خود را به هلاكت و نابودى نيفكنيد. از اين آيه شريفه چنين استفاده مىشود كه اگر مال در راه خدا و به سود جامعه و رفع نيازمنديهاى مردم مصرف نشود سرنوشت آن جامعه و ملتبه هلاكت و سقوط مىانجامد.
صرفنظر از اهميتخوددارى از اسراف و تبذير در دين از نظر موقعيتخاص كشور اسلامى كه در محاصره حكومتهاى سلطهگر قرار گرفته اگر ما بتوانيم تجملات زندگى را حذف كنيم و رعايت اقتصاد و ميانهروى را در همه حال مدنظر و برنامه عمل قرار دهيم، به استقلال كشور كمك كردهايم و به پيروزى نهايى نزديكتر شدهايم. در نتيجه اين شعار را در اقصى نقاط عالم و دنياى اسلام و بالاخص ايران اسلامى اعلام كردهايم كه ما از تنگناهاى اقتصادى نمىهراسيم و قدرت آن را داريم كه روى پاى خود بايستيم و به هيچ قدرتى جز خداوند متعال متكى نيستيم.
مفهوم اسراف
راغب اصفهانى مىگويد: «السرف تجاوز الحد فى كل فعل يفعله الانسان» (2) اسراف به معنى تجاوز از حد و معيار در هر كارى است كه از انسان سر بزند، گرچه استعمال آن در موارد زيادهروى در انفاق مال بيشتر است و گاهى به خروج از اعتدال در مقدار خرج مال و زمانى هم به چگونگى بذل مال و مورد آن اطلاق مىشود. اما بنا به مفهوم سخن راغب و روح معنى «كل فعل» و بر پايه شواهد فراوان در قرآن و حديث، اسراف به هر گونه تجاوزكارى و زيادهروى گفته مىشود و در هر حال اسراف عملى است ممنوع و محكوم، و مورد خشم و انزجار خداوند متعال است و از آن به شدت منع شده است.
خداوند در سوره اعراف مىفرمايد: «كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» (3) بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.
مفهوم تبذير
تبذير برخلاف اسراف و تنها واژهاى اقتصادى است. تبذير از ريشه «بذر» يعنى تفريق و پخش كردن چيزى; اصلش از ريختن و پاشيدن بذر است كه به طور استعاره درباره كسى كه مال خود را بيهوده تلف و پخش مىكند، به كار رفته است و نيز گفته شده است كه تبذير، انفاق مال در راه معصيت است.
با اين توضيحات ملاحظه مىكنيم كه «اسراف» در برابر اقتصاد و ميانه روى قرار دارد و به هرگونه تجاوز از حد، در غير طاعةالله و به قصور از حقالله اطلاق مىشود. در قرآن كريم واژه قصد و مشتقات آن در معانى; راست، متوسط و معتدل به كار رفته است. مانند «واقصد فى مشيك» (4) در راه رفتن اعتدال را رعايت كن.
فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات (5) از ميان آنها عدهاى بر خود ستم كردند و عدهاى ميانهرو بودند و عدهاى به اذن خدا در نيكىها از همه «پيشى» گرفتند.
حضرت على(ع) در مورد قصد مىفرمايند: «عليك بالقصد فى الامور» (6) بر تو باد ميانهروى در كارها. در خطبه همام از نشانههاى متقين و پرهيزگاران مىفرمايد: «و ملبسهم الاقتصاد» (7) يعنى پوشاكشان ميانه بود، بدين معنى افراط و تفريط در كارها و زندگيشان وجود ندارد.
از مجموع اين نظريهها اين چنين برمىآيد كه بين واژه اسراف به معنى اقتصادى آن با واژه تبذير فرق زيادى وجود ندارد و تنها ممكن است در جهت تمايز بين اين دو واژه گفته شود كه با توجه به خصوصيات تعابير لغتشناسان در معنى تبذير، مقصود از اين واژه تلف كردن و ضايع نمودن مال است و زيادهروى در انفاقات شخصى و امور خيريه را شامل نمىشود، در حالى كه اسراف فراگيرتر از آن و در برگيرنده همه موارد از به هدردادن و زيادهروى در مصارف شخصى و خانوادگى و انفاقهاى مستحب مىباشد. و به عبارت ديگر هر تبذيرى اسراف است ولى هر اسرافى تبذير نيست.
از امام صادق(ع) جمله كوتاهى نقل شده است كه ممكن است همين نكته را از آن استفاده كرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذير من الاسراف» يعنى، تبذير از اسراف است. در اين حديثشريف، براى اسراف انواعواقسامى فرض شده، كه تبذير شاخهاى از آن معرفى گرديده است.
اسراف از نظر قرآن
در قرآن كريم واژه «اسراف» و مشتقات آن مكرر به كار رفته است ولى در بيست و سه مورد لفظ «اسراف» استعمال شده كه در هر مورد، مفهومى ويژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبههاى اخلاقى، عقيدتى و تجاوز از حدود الهى است، و تنها در چهار مورد جنبه مالى را شامل مىشود كه با دو آيه «تبذير» شش آيه مىشود.
به آيات زير توجه كنيد:
1 - كذلك زين للمسرفين ماكانوا يعملون. (8)
اينگونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است.
2 - ولا تطيعوا امر المسرفين. (9)
اطاعت فرمان مسرفان نكنيد.
3 - ان الله لايهدى من هو مسرف كذاب. (10)
خداوند اسرافكار دروغگو را هدايت نمىكند.
4 - و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفين. (11)
و به راستى فرعون برترىجويى (و طغيان) در زمين روا داشت و او از اسرافكاران بود.
اما آياتى كه تنها ظهور در جنبههاى اقتصادى دارند عبارتند از:
1 - انعام، آيه 141.
2 - اعراف، آيه 31.
3 - فرقان، آيه67.
4 - اسراء، آيات27 و 28.
حال به ذكر چند آيه مىپردازيم:
1 - وات ذاالقربى حقه والمسكين وابن السبيل ولاتبذر تبذيرا ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين و كان الشيطان لربه (12) كفورا.
و حق نزديكان را بپرداز! و (همچنين) مستمند و در راهمانده را، و هرگز تبذير مكن چرا كه تبذيركنندگان برادران شيطانند و شيطان كفران (نعمتهاى) پروردگار كرد.
واژه «تبذير»، تنها يك واژه اقتصادى است و در قرآن كريم تنها در همين دو آيه از سوره اسراء به كار رفته است. و شايد در قرآن كريم كمتر مواردى بتوان پيدا كرد كه با چنين لحن تند و شديدى از عملى نهى شده باشد.
2 - خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لايحب المسرفين (13) زينتخود را در هر مسجد برگيريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد همانا كه خداوند مسرفان را دوست نمىدارد.
تمامى آيات مربوط به اسراف را مىتوان به طوركلى به دو بخش تقسيم كرد:
1 - اسراف در مال.
2 - اسراف در غيرمال.
1 - اسراف در مال
آيات مربوط به زيادهروى در صرف مال شامل دو بخش است:
الف) اسراف در مصرف شخصى; مىفرمايد: كلوا من ثمره اذا اثمر ... (14) از ميوه آن به هنگامى كه به ثمر مىنشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد، اسراف نكنيد كه خداوند مسرفين را دوست نمىدارد.
بنابراين اسرافى كه در بعد اقتصادى بيشتر مورد توجه است و موجب تضعيف بنيه مالى محرومان و لذتطلبى مسرفان مىشود و از بلاهاى بزرگ اجتماعى است و فقر و محروميتبيشتر به دنبال دارد همين نوع اسراف است كه هر مسلمان با توجه به وظيفه و تعهد و مسؤوليتى كه در برابر خداوند و اجتماع دارد لازم است، در مخارج زندگى خويش رعايت اعتدال را بكند و جدا از اسراف پرهيز نمايد.
ب) اسراف به خاطر ديگران; وقتى انفاق از حد تعادل خارج شود نسبتبه انفاق شونده و انفاقكننده هر دو عوارض سوء و زيانبار خواهد داشت، به اين جهت است كه قرآن مجيد وقتى در آياتى از سوره شريفه فرقان ويژگيهاى مؤمنان و بندگان واقعى را برمىشمارد يكى از آن ويژگيها را اينگونه معرفى مىفرمايد:
اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا و كان بين ذلك قواما; (15) كسانى هستند كه هرگاه انفاق كنند نه اسراف مىكنند و نه سختگيرى، بلكه در ميان اين دو اعتدالى دارند. و نيز قرآن، خطاب به حضرت پيامبر(ص) مىفرمايد: و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك ولا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا (16) هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى، و در همين رابطه حضرت على(ع) مىفرمايند: «ما عال امرء اقتصد» (17) كسى كه ميانهروى پيشه سازد تنگدست نگردد. و حضرت رسول(ص) مىفرمايند: «من اقتصد اغناه الله، و من بذر افقره الله» (18) هر كس در دخل و خرج ميانهروى كند خدا بىنيازش مىكند و هر كس اسراف و تبذير نمايد خداوند فقيرش گرداند.
زيربناى آفرينش بر تعادل گذاشته شده است «و كل شىء عنده بمقدار» (19) و هر چيزى نزد او مقدار معينى دارد و در مورد ديگر مىفرمايد: «انا كل شىء خلقناه بقدر» (20) ما هر چيزى را به اندازه آفريديم.
حساب هر چيزى در پيشگاه خداوند متعال براساس حكمتبالغه او و مصلحت و عدالت و از روى اندازه و بدور از افراط و تفريط است، و اساس حكومت را هم عدالت تشكيل مىدهد و اقامه عدل از اهداف مهم بعثت انبياى عظام الهى بوده است تا آنجا كه معيار مالكيت مشروع را عدم زيان و اضرار و ستم به فرد و اجتماع، و ضابطه انفاق و احسان را كرامت و سخاوت بدور از بخل و امساك و نيز بدور از اسراف و زيادهروى قرار داده است و بالاخره تحكيم بنيان اقتصادى جامعه و ميانهروى مطلوب و مورد تاكيد شارع مقدس اسلام است.
2 - اسراف در غيرمال
الف) اسراف در قتل; در دوران جاهليت رسم بر اين بود كه هرگاه كسى از روى ظلم و تعدى به قتل مىرسيد بستگان مقتول با توجه به خوى و خصلت جاهلى و حس كينهتوزى و انتقامجويى چند نفر از بستگان قاتل را به قتل مىرساندند. قرآن كريم اين تجاوز و انتقامجويى را مردود دانسته و فرمود: «فلا يسرف فى القتل» (21) . اما در قتل اسراف نكنيد، يعنى، براى قتل يك نفر، فقط يك نفر را به قتل برسانند آن هم با توجه به صدر آيه كه مىفرمايد: «ولا تقتلوا النفس التى حرم الله الا بالحق»، نفسى را كه خداوند حرام كرده است نكشيد مگر از روى حق، يعنى اين كشتن هم فقط در مواردى تجويز شده است كه قاتل مستوجب كشته شدن باشد و با علم و عمد مرتكب قتل نفس شده باشد.
ب) اسراف در نفس; كسى كه از نظام اعتدال خارج مىشود و با ارتكاب گناه و معصيت از حريم انسانى خود تجاوز مىكند اسرافكار است، اما اسرافكارى كه مشمول پيام رحمت و اميد الهى قرار گرفته است: قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا انه هو الغفور الرحيم. (22) بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد از رحمتخداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد.
ملاحظه مىشود كه هرگونه گناه و تجاوز از حد و مرز و حريم انسانى اسراف بر نفس شمرده مىشود.
در جاى ديگر مىبينيم، مجاهدان جنگ احد به درگاه خداوند متعال دست نياز برمىداشتند: و ما كان قولهم الا ان قالوا، ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين (23) گفتار آنها فقط اين بود كه پروردگارا گناهان ما را ببخش و از تندرويهاى ما در كارها چشم بپوش، قدمهاى ما را ثابتبدار، و ما را بر جمعيت كافران پيروز بگردان.
از آيه شريفه مستفاد مىشود، آنچه از آن عدول كرده و بجا نياوردهاند اطاعت امر پيامبر(ص)، و سستى و منازعه بوده است.
هر نوع گناه، اسراف و تجاوز از حد فطرى و طبيعى انسان است كه با ارتكاب آن از مسير اعتدال بيرون مىرود و به راه زوال و نيستى كشانده مىشود و اين درستخلاف آن هدف عالى است كه انبياى الهى براى آن مبعوث شدهاند. قرآن در اين مورد مىفرمايد: ولقد جاءتهم رسلنا بالبينات ثم ان كثيرا منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون; (24) و رسولان، با دلايل روشن به سوى بنىاسرائيل آمدند، اما بسيارى از آنها بر روى زمين تعدى و اسراف كردند. در اين آيه شريفه مراد از «مسرفون» كسانى هستند كه از انبيا و طريق حق تبعيت نكردند و در نتيجه اين سركشى به گناه آلوده شدند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 22:16  توسط علیرضا زینلی
|
خداوند متعال اسراف كنندگان را دوست ندارد.
- اصلاح الگوی مصرف از هدر رفت منابع پیشگیری می كند.
- اصلاح الگوی مصرف در ارتقای سطح كیفی كارها و زندگی مؤثر و مفید است.
- اصلاح الگوی مصرف بهره وری برنامه ها و فرآیندها را افزایش می دهد.
- اصلاح الگوی مصرف در كاهش وابستگی اقتصادی به دیگران مؤثر است.
- اصلاح الگوی مصرف یك وظیفه ی ملی است.
- آموزش مصرف درست به فرزندان از دوران كودكی بسیار ضروری است.
- اعمال پدر و مادر در مصرف درست از منابع در تربیت فرزندان مؤثر و مناسب است.
- كودكان درست مصرف كردن را از پدران و مادران خود می آموزند.
- مدارس نقش ممتازی در فرهنگ سازی درست مصرف كردن دارند.
- تدوین نكات و الگوهای درست مصرف كردن و تابلو نمودن آن در مدارس برای دانش آموزان مفید است.
- معلمان در فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف در جامعه و مدارس نقش ممتازی دارند.
- فن آوری اطلاعات و ارتباطات تأثیر مضاف در تنظیم مصارف از منابع دارد.
- كاهش مصرف گرایی در ارتقای عزت ملی تأثیر مضاعف دارد.
- استفاده درست از منابع و امكانات وابستگی ها را به بیگانگان كاهش می دهد.
- استفاده درست از منابع در برقراری و توزیع عدالت اجتماعی, فرهنگی و اقتصادی مؤثر است.
- شك كردن در كار و برنامه جزو مباحث نظری اصلاح الگوی مصرف است.
- كار و برنامه را با شك كردن اصلاح و الگو قرار دهیم.
- فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف جزو شاخص های اولویت دار است.
- رعایت نكات ایمنی در اصلاح الگوی مصرف اولویت دار است.
- حركت به سوی اصلاح الگوی مصرف فرمایش مقام معظم رهبری است.
- پیشگیری از هدر رفت منابع مالی و انسانی در اصلاح الگوی مصرف اولویت دار است.
- قرار گرفتن شایسته هر چیز یا كاری در جایگاه خاص خود, اصلاح الگوی مصرف است.
- چرایی در كار, فعالیت و برنامه, خود زیر بنای اصلاح الگوی مصرف است.
- اعتقاد و ایمان قلبی و عملی به اصلاح مصرف رمز موفقیت كامل است.
- خانه و خانواده بستر مناسب برای فرهنگ سازی اصلاح الگوی مصرف است.
- تولید علوم جدید و كارآمد ضامن بقاء و دوام فرآیند اصلاح الگوی مصرف است.
- دور ریختن و حذف امكانات از چرخه استفاده منطبق با فرآیند اصلاح الگوی مصرف نیست.
- با مصرف درست, آیندگان را از منابع موجود بهره مند سازیم.
- رمز موفقیت آیندگان در گرو فرهنگ سازی ما دارد.
- تفكر و خلاقیت در مصرف درست و استفاده بهینه از منابع جایگاه ویژه ای دارند.
- لحظه ها/ثانیه ها/دقیقه ها/ساعت ها و روزها جزو منابع ذیقیمت هستند.
- نكته ها, نقطه ها, خردها, ریزها, جزءها, كوچك ها و كم ها جزو منابع به شمار می روند.
- در اصلاح الگوی مصرف قطره ها تأثیر گذارند.
- نگاهها, حركت ها, نوشتن ها, گفتگوها, شنیدن ها, تصمیم ها, دستورها, خواندن ها و ... در اصلاح الگوی مصرف مؤثر و دخیلند.
- در اصلاح الگوی مصرف : درست بخوانیم, درست بنویسیم و درست به خاطر بسپاریم.
- در اصلاح الگوی مصرف : درست بشنویم, درست تفكر كنیم و درست تصمیم بگیریم.
- در اصلاح الگوی مصرف : تنظیم درست عواطف, احساسات ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : وظیفه ملی, قانونی و شرعی خویش را دریابیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : مصرف درست كاغذ از جمله شاخص های ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : كوتاه گفتن, كوتاه نوشتن و كوتاه گفتگو كردن نقش خوبی دارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : شعار بدهیم و عمل نماییم.
- در اصلاح الگوی مصرف : تمسك به قانون ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : منطقی بودن سلیقه ها و روشها ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : فتح قله های افتخار ملاك است.
- در اصلاح الگوی مصرف : مهربانی نقش والایی دارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : كار جمعی و مشورتی مهم است.
- در اصلاح الگوی مصرف : وجود اتاق فكر نقش برجسته ای دارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : انبارش امكانات و اموال چندان مفهومی ندارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : تفكر تعیین كننده است.
- در اصلاح الگوی مصرف : نوشتن همراه با مطالعه ی پیشینه هاست.
- اصلاح الگوی مصرف : بنیان گذاری بناها و فرهنگ هاست.
- در اصلاح الگوی مصرف : خودشناسی مقام والایی دارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : خود ارزیابی ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : جوشش و خلاقیت ملاك است.
- در اصلاح الگوی مصرف : طبقه بندی امور و كارها ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : ساماندهی محیط كار و فرآیند كارها ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : كاربردی كردن امور ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : تك محوری مناسب نیست.
- در اصلاح الگوی مصرف : استفاده از تواناییهای دیگران شرط است.
- در اصلاح الگوی مصرف : رمز موفقیت, ایمان به كار و علاقه مندی در آن است.
- در اصلاح الگوی مصرف : خستگی و بی انگیزگی معنایی ندارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : درو كردن رتبه ها, ملاك است.
- در اصلاح الگوی مصرف : از خود و كار خود فاصله نگیریم و به كار خود بچسبیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : خود را دریابیم و عمل كنیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : فرصت ها و لحظه ها را غنیمت شماریم.
- در اصلاح الگوی مصرف : خانواده, محل و فرآیندهای انجام كار را دریابیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : خوش فكر باشیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : فرهنگ ساز باشیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : خود و دیگران را تشویق و ترغیب كنیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : از خود شروع كنیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : به كار خود شك كنیم و آن را تكمیل و اصلاح نماییم.
- در اصلاح الگوی مصرف : چرایی در كارها جایگاه ویژه ای دارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : حال را بشناسیم برای آینده عمل كنیم.
- در اصلاح الگوی مصرف : گذشته را مطالعه كنیم برای آینده
- در اصلاح الگوی مصرف : خواندن تاریخ ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : یاد گرفتن ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : یادآوری و پیگیری لازم است.
- در اصلاح الگوی مصرف : موعظه و پند تأثیرگذار است.
- در اصلاح الگوی مصرف : مدیریت منابع انسانی از اصول مهم به شمار می رود.
- در اصلاح الگوی مصرف : منابع انسانی جزو شاخص های اولی است.
- در اصلاح الگوی مصرف : شناخت از كار مهم است.
- در اصلاح الگوی مصرف : آب مایه ی حیات و حق همگانی است.
- در اصلاح الگوی مصرف : برق جزو ثروت ملی است.
- در اصلاح الگوی مصرف : انرژی جزو ثروت ملی است.
- در اصلاح الگوی مصرف : به انتظار نشستن مفهومی ندارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : رقابت و مشاركت هر دو لازم است.
- در اصلاح الگوی مصرف : با هم بودن شرط است.
- در اصلاح الگوی مصرف : گلوگاه در كار و امكانات نمره ندارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : مدیریت ها نقش كلیدی دارد.
- در اصلاح الگوی مصرف : ما می توانیم نقطه قوت ماست.
- در اصلاح الگوی مصرف : لحظه ها از افق زندگی می گذرد. (فرمایش گهربار حضرت علی (ع))
- در اصلاح الگوی مصرف : تولید علم جهت دار ملاك است.
- در اصلاح الگوی مصرف : پردازش به تكنولوژی نانو و بیو و نظایر آن ره گشا و ضروری است.
- در اصلاح الگوی مصرف : به امید فردا نشستن سراب است.
- در اصلاح الگوی مصرف : كار امروز را به فردا مگذار. (فرمایش گهربار حضرت علی(ع))
- در اصلاح الگوی مصرف : جوینده یابنده بود.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 20:50  توسط علیرضا زینلی
|
*** مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای :
من می خواهم به مردم عزیزمان عرض بكنم كه امسال همه سعی كنند اسراف را كنار بگذارند . متاسفانه در زندگیهای ما اسراف وجود دارد. اسراف‚ یعنی تضییع نعمت الهی. یعنی نشناختن قدر نعمت الهی. البته بیشتر مخاطب ما در این سخن‚ افراد متمكنند. افرادی كه تهیدست یا متوسطند‚ به نظر می رسد كه اینها كمتر اسراف می كنند‚ اگر چه در بین اینها هم بعضا اسراف هست. كنار گذاشتن اسراف در چیزهایی كه به نظر كوچك می آید‚ مثل اسراف در مصرف بی رویه آب .
... ما وظیفه داریم كه خود را بر طبق آنچه كه دین از ما خواسته است و عقل سلیم از ما می طلبد‚ آن طور تنظیم كنیم . اسراف در آب‚ اسراف در نان‚ اسراف در مواد غذایی‚ اسراف در وسایل زندگی‚ زیاده روی‚ زیاد خریدن‚ زیاد مصرف كردن‚ دور ریختن چیزهایی كه قابل استفاده است‚ اینها تضییع نعمت خداست .
... در همه امور ما باید به صرفه جویی عادت بكنیم. صرفه جویی‚ یعنی آن چیزی را كه قابل استفاده است و می توانیم از آن استفاده كنیم‚ استفاده كنیم. نسبت به امكانات‚ با هوس رفتار نكنیم . دایما چیزهای ماندگار را نو كردن‚ چیزهای ضایع نشدنی را دور ریختن‚ روش درستی نیست . به نظر من باید مسئولان كشور‚ راه صرفه جویی و مقابله با اسراف را به مردم یاد بدهند‚ من به صورت كلی این را عرض می كنم. خود مسئولان دولتی هم باید اسراف نكنند . اسراف مسئولان دولتی‚ از اسراف مردم عادی مضرتر است‚ زیرا كه این اسراف در بیت المال است .( پیام نوروزی سال 1376 - تاریخ : 29/12/1375)
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 12:58  توسط علیرضا زینلی
|
هنگامي خداوند (نعمت هايش را) به شما بخشيد شما نيز (به نيازمندان) بخشش کنيد.
امام صادق(ع)
به امام صادق(ع)گفتم:«خداوند مي فرمايد: اسراف نکنيد، خداوند اسراف کاران را دوست ندارد. معني اين آيه چيست؟»
امام صادق(ع) گفت:«يکي از مردم مدينه مزرعه اي داشت. وقتي مزرعه اش بار مي داد، آن قدر از آن به مردم فقير مي داد که براي خود و خانواده اش چيزي نمي ماند. خداوند کار او را زياده روي و اسراف خواند.»
يکي از ياران امام صادق(ع)
روزي زني پسرش را نزد پيامبر (ص) فرستاد و به او گفت: «از پيامبر کمک بخواه. اگر گفت: نزد ما چيزي نيست بگو: جامه ات را به من بده.» پسر نزد پيامبر (ص) رفت، اما نزد پيامبر چيزي نبود. پسر گفت: «جامه ات را به من بده.» پيامبر پيراهنش را به او داد و خود جامه اي نداشت. خداوند فرمود: نه دستت را بر گردنت چفت کن (که به جيبت نرسد و نتواني بخشش کني) و نه کاملاً آن را باز نگه دار (که هرچه داري- حتي تنها جامه ات را ببخشي) پس سرزنش شوي و در کارت در بماني (بلکه راهي ميانه در پيش گير.)
دعاي چهارکس به اجابت نمي رسد. يکي از آن ها کسي است که دارايي دارد، آن را بيهوده (و بيش از مقداري که نياز دارد) مصرف مي کند و از بين مي برد. سپس دعا مي کند و مي گويد: «خدايا به من ببخش .» خداوند به او مي گويد: «مگر تو را به ميانه روي فرمان ندادم؟»
امام صادق(ع)
به امام صادق(ع)گفتم:«کم ترين حد اسراف کدام است؟»
فرمود:«از بين بردن جامه ي نو (با استفاده از آن به جاي لباس کار)، دور ريختن اضافه ي آب و دور انداختن هسته خرما.» (1)
پي نوشت ها:
*يکي ازياران امام صادق(ع)
1-با اضافه ي آب مي توان نهالي را در قلب باغچه نشاند و از دل هر هسته خرما نخلي بلند سر مي کشد.
منبع:ماهنامه فرهنگي کودکان ايران ،پوپک شماره 180
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 14:45  توسط علیرضا زینلی
|
صرفه جويي به مفهوم مصرف چيزي به شكل درست و مناسب آن است. اين مساله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه اقتصاد خانواده نيز مي تواند تاثيرگذار و سرنوشت ساز باشد.
با اين همه صرفه جويي علاوه بر اينكه در حوزه اقتصاد شخصي معنا و مفهوم مي يابد در حوزه اقتصاد عمومي نيز معنا دارد. امام خميني (ره) بر اين اساس است كه مصرف زياد و بيش از نياز در آب و برق را نه تنها نادرست و حرام مي داند بلكه آن را ضمان آور دانسته و شخص را نسبت به جامعه مديون مي شمارد.
قرآن نيز به اين مساله از ابعاد مختلف پرداخته است؛ زيرا قرآن كتاب هدايت و راهنمايي آدمي به سوي كمال است و به مساله اقتصادي كه ارتباط تنگاتنگي با مساله آسايش و آرامش دارد، توجه داشته و براي اين كه انسان در مسير كمالي حركت كند به مساله اقتصاد و روش هاي مناسب و درست كسب درآمد و هزينه هاي آن نيز پرداخته است. بازخواني نگرش و تحليل قرآن مي تواند در اين زمينه براي دست يابي به شيوه هاي درست كمك كند. نوشتار حاضر تلاشي است تا اين مساله را از ديدگاه قرآن واكاوي نمايد.
مفهوم صرفه جويي
واژه عربي صرف كه به معناي تغيير و تحويل آمده است در علوم مختلف معاني و مفاهيم گوناگوني را بيان مي كند. به عنوان نمونه در علم صرف و نحو به معناي ساختن صيغه هاي مختلف از يك اصل مي باشد كه در ادبيات عربي معروف و مشهور است.
در علوم قرآني صرفه به معناي بازداشتن شخص از آوردن آيه و يا سوره اي است كه در مقام تحدي انجام مي گيرد. در اين كه اين نظريه درست و يا نادرست است سخني نيست بلكه تنها بيان اين كه صرفه به معناي بازداشتن شخص به شكل تكويني از آوردن سوره و يا آيه نيز به كار رفته است.
در علم اقتصاد چون سخن از توليد و توزيع و مصرف است واژه صرفه جويي به معناي مصرف درست و مناسب چيزي است كه در اختيار شخص قرار دارد و در ازاي آن كار و يا هزينه اي پرداخت شده است. بنابراين صرفه جويي در ارتباط با مصرف چيزي است كه داراي ماليت مي باشد و انسان در قبال آن كار و يا هزينه اي پرداخته و يا مي پردازد.
صرفه جويي، كم مصرف كردن نيست
عده اي صرفه جويي را به معناي كم مصرف كردن معنا كرده اند ولي به نظر مي رسد اين معنا نمي تواند اقتصادي باشد؛ زيرا هدف از توليد يك شي اقتصادي، مصرف آن است و مصرف چيزي زماني به وقوع مي پيوندد كه آدمي به آن نياز داشته باشد و با مصرف آن چيز نيازي از نيازهاي وي برآورده مي شود. بنابراين شخص لازم است تا در حد نياز و برآورد آن، چيزي را مصرف نمايد و كم مصرف كردن نمي تواند نياز وي را برآورده سازد، مگر آن كه در مساله نياز به نيازهاي اساسي و نيازهاي غير اساسي و يا نيازهاي لازم و غير لازم توجه داده شود. در اين صورت مي توان گفت كه مصرف چيزي مي بايست در حد برآورد نيازهاي اساسي و لازم باشد.
ولي مشكلي كه در اين جا خود را نشان مي دهد آن است كه همان گونه كه نيازهاي آدمي به دو دسته نيازهاي اساسي و لازم و غير اساسي و غير لازم دسته بندي مي شود و به شكلي اولويت خود را تحميل مي كند، در حوزه چيزهايي كه به عنوان مواد مصرفي مورد توجه قرار مي گيرد نيز اولويت بندي صادق است. به اين معنا كه هرچه نياز شخص و يا جامعه به چيزي اساسي و ضروري و لازم باشد آن چيز به شكل امري با ماليت بيش تر و اساسي تر مطرح مي شود. از اين رو ارزش نيازي انسان به چيز اقتصادي، آن چيز را ارزشمندتر مي سازد چنان كه كم اهميتي آن نيز آن را در درجه دوم اهميت قرار مي دهد.
البته اين امر به چيزهايي برمي گردد كه ارزش مالي داشته و براي توليد و تهيه آن نيازمند كار و پرداخت هزينه هستيم. بنابراين با آن كه هوا و اكسيژن براي آدمي داراي ارزش و اهميت بسيار و حياتي است ولي از آن جايي كه درحال حاضر براي آن هزينه اي پرداخته نمي شود و نياز به توليد آن نداريم و كاري براي آن انجام نمي دهيم چيزي بي ارزش بوده و از ماليت خارج مي شود و سخن از صرفه جويي در آن معنا و مفهومي ندارد؛ ولي اگر فرض كنيم كه در آينده براي توليد اكسيژن مصرفي انسان نيازمند توليد و يا كار براي آن باشيم مي بايست براي آن ماليت قرار داده و درباره شيوه هاي مصرف و استفاده آن سخن بگوييم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 8:2  توسط علیرضا زینلی
|
امام از برجسته ترین چهره های زاهد و وارسته ی زمان بود .

آن چنان در جاذبه ی معنویات قرار گرفته و به ملکوت نزدیک شده بود که ذره ای به تعلقات و مادیات آلوده نگشت و از هر چه رنگ تعلق می گرفت آزاد بود اما نه تنها چنین می اندیشید بلکه در عمل و زندگی نیز در همین راستا حرکت می کرد ، چه آن زمان که در نجف و در حال غربت و تبعید بود و چه آن روز که جلودار و رهبر انقلاب ، هیچ گونه تغییری در خوراک ، پوشاک ، مسکن و رفت و آمد ساده ی ولی پدید نیامد . زندگی ساده ی او در تمام عمرش گواه صادقی بر روح بزرگ اوست . ایشان همواره از تجملات پرهیز می کرد و در همه ی شرایط با رفاه زدگی سرستیز داشت و در این راستا نیز الگویی کم نظیر بود ایشان نه تنها خود زندگی ساده و بی آلایش داشت ، بلکه به علما و مدیران و مسولین کشور نیز همیشه سفارش می کرد که خود را گرفتار تجملات و تشریفات ننمایند . حجه الاسلام دعایی می گوید : " امام در زندگی همواره ساده زیست کرد ، ساده پوشید ، ساده خورد ، از غذای چرب و نرم همواره پرهیز کرد ، از خوراکی های مقوی دوری جست ... در رفت و آمدها که پیاده حرکت می کرد و علیرغم اصرار و فشار همه جانبه ی دوستان و ارادتمندان در نجف از گرفتن اتومبیل و رفت و آمد با ماشین خودداری می ورزید . با آن که بسیاری از فداییان راه ایشان آماده بودند که با دل و جان ، ماشینی از غیروجوهات شرعیه به ایشان هدیه نمایند
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 20:38  توسط علیرضا زینلی
|
يکي از نکاتي که امام به آن فوق العاده اهميت ميدادند، ساده زيستي بود. در مودر تلفنهايي که به دفتر ايشان ميشد، فرموده بودند: «آقايان سعي کنيد از کارهاي تکراري و اسراف جلوگيري کنيد و از افراط نيز بپرهيزيد.»

وقتي ايشان ليوان آبي را ميخوردند اگر آب ليوان به نصف ميرسيد بر روي آن تکه کاغذي ميگذاشتند و بقيه آب ليوان را براي رفع تشنگي بعدي خود باقي ميگذاشتند و يا اگر زخم يا جراحتي بر قسمتي از بدنشان وارد ميآمد، دستمال کاغذي را به چند تکه تقسيم ميکردند و تکهاي از آن را استفاده ميکردند
منبع:كتاب امام خميني، ساده زيستي و مسأله شأن
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:20  توسط علیرضا زینلی
|
نويسنده : عابديني، احمد
يـکي از دل مشغوليهايي که اين جانب در زمان حيات امام خميني و پس از رحـلـت ايـشـان داشـتـه و دارم ايـن است که: چرا ايشان پيوسته تمامي گـروهـها: از روحانيان, نمايندگان مجلس شوراي اسلامي, نمايندگان مجلس خـبرگان, مسئولان مملکتي و... را به ساده زيستي و دوري از تجمل گرايي دعـوت مـي کرد, ولي هيچ دگرگوني محسوسي در زندگي فردي و اجتماعي اين گـونـه افـراد, گـروهـها و مسوولان پديد نيامد. با اين که انسان يقين دارد در جـمـع مـخاطبان ايشان, اگر نگوييم همه, به يقين مي توان گفت کـه بيش تر از ژرفاي دل ايشان را دوست مي داشتند و آرزوي دروني آنان ايـن بـود کـه سـخـنـان ايـشـان را بـه کار ببندند, با اين حال, چرا يـادآوريها و تذکارهاي بسيار ايشان درباره ساده زيستي , نا کارآمد و يا کم کارآمد بود؟

اگـر کـسـي بگويد: مقام طلبي, رفاه خواهي و پست و مقام همه را شيفته کـرده و به همين جهت سخنان آن پير سالک را نشنيده اند, اين نيز سخني خـارج از انـصـاف و غير محققانه است, چون بسياري از آنان فداکاريهاي چـشم گيري انجام داده و مي دهند که نمي توان آساني انگ رفاه گرايي و مقام طلبي را به آن زد.
از احـتـمالهايي که در ذهن بنده آمده و مقاله حاضر را در همان راستا نـگـاشـتـه ام ايـن است که: سفارش امام به ساده زيستي, برابر مبناي فـقـهـي اسـت که ايشان دارد و که به مبناي فقهي مشهور فقهاي شيعه در باب نگهداشت شان, در ظاهر ناسازگار است.
در رسـالـه هـاي عملي, حرکت برابر شان, مصرف برابر شان, هزينه زندگي بـرابـر شان, مرکب برابر شان را مطرح مي کنند و در مثل بيان مي شود:
اگـر در شـان کـسـي بود که يک ماشين آخرين سيستم خوب داشته باشد, يا خـانـه اي بـسـيـار گـسـترده, اشکالي ندارد و از بابت خريدن آن خمسي بـدهـکـار نـيست و حتي گاهي نگاه نداري شان را خلاف مروت و سبب پايين افـتـادن فرد از عدالت مي دانند. با اين حال, در سخنرانيها و بيانيه ها, مردم را به ساده زيستي فرا مي خوانند.
هـر پـاي بـند به شرع و از جمله مخاطبان ساده زيست, خود را بر سر دو راهـي: سـربـرتـافتن از فتوا يا سربرتافتن از سفارش اخلاقي گرفتار مي بـينند. اگر بخواهند ساده بزيند, با فتواي نگهداشت شان ناسازگار است و اگـر بـخـواهـند نگهداشت شان را پيش بدارند, راهي براي ساده زيستي (در بـرخـي مـوارد) باقي نخواهد ماند. و چون فتوا, حکم شرعي و قانون الـهـي اسـت کـه سـر بر تافتن از آن کيفري را به همراه دارد, پيوسته جـانب فتوا نگهداشته مي شود و سفارش به ساده زيستي, موضوعي پيدا نمي کند.
بـحـث دربـاره کـبـراي کـلي که آيا در دين اسلام و به طور کلي در دين آسـمـاني و الهي, امکان ناسازگاري اخلاق, با قانون وجود دارد يا خير, بـه مجالي ديگر وا مي گذاريم. در اين نوشتار اين بحث را پي مي گيريم کـه آيـا واجب بودن نگهداشت شان يک مساله اسلامي پذيرفته شده است, يا اين که پايه و اساس درست فقهي ندارد؟
منبع:كتاب امام خميني، ساده زيستي و مسأله شأن
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:18  توسط علیرضا زینلی
|
و آخـريـن نـکـتـه اي کـه... بر آن تاکيد نمايم مساله ساده زيستي و زهـدگـرايـي عـلـمـا و روحانيت متعهد اسلام است که من متواضعانه و به عـنوان يک پدر پير, از همه فرزندان و عزيزان روحاني خود مي خواهم که در زمـاني که خداوند بر علما و روحانيون منت نهاده است و اداره کشور بـزرگ و تـبـلـيـغ رسـالـت انبيا را به آنان محول فرموده است, از زي روحـانـي خـود خـارج نشوند و از گرايش به تجملات و زرق و برق دنيا که دون شـان روحانيت و اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران است, پرهيز کنند و بـرحـذر باشند که هيچ آفت و خطري براي روحانيت و براي دنيا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسير دنيا نيست
ايـن سـفـارشها و تاکيدها, نه تنها از سوي امام امت مطرح مي شد و نه تـنـها او ساده زيست بود و از تشريفات دوري مي جست که اين روش تمامي عـلـما, بزرگان و مراجعي که اکنون مي شناسيم و از آنان به بزرگي ياد مـي کـنـيـم بـوده و هست, بلکه برخي چونان شيخ انصاري, آن چنان ساده زيـسـت و ژنـده پوش بوده اند که گوي سبقت از هم گنان خود ربوده اند. ولـي بـيـان و عـمل امام امت از اين جهت اهميت دارد که او با اين که رهـبري ديني مردم را به عهده داشت, رهبري سياسي مردم را نيز بر عهده داشـت. در چنين پست و مقامي, چه بسا افراد زيادي و حتي به نام متخصص در فـن مـديـريـت و مـانـنـد آن, داعـيه دار ميدان شوند و بگويند از ويـژگـيـهـاي مديريت است که مدير ابهت و جذبه ويژه داشته باشد, گونه لـبـاس, گـونه نشستن, جايگاه ملاقات, تشريفات ملاقات و... بايد براساس عـرف شـنـاخـته شده اي باشد و اين ساده زيستي به مديريت صدمه مي زند و....
ولـي او خـوب مـي دانـد کـه پـيامبر اکرم(ص) و اميرمومنان(ع) بهترين مـديـريـت را در جـامـعه انجام دادند و افزون بر رسالت ديني و تبليغ احـکام الهي, بهترين و به يادمان ترين دوران حکومتي را براي مردم به وجـود آوردنـد, بـه گـونـه اي که در آن محيط سراسر ستم, آن رفتارها, هـمگان را شيفته اسلام و رفتار پيامبر(ص) و علي(ع) کرد و آن قدر براي آنـان شـيـريـن بـود که با اندک و انگشت شمار بودن باسوادان و کمبود نـوشـت افزار, بيش تر حالتها و برخوردهاي آنان براي ما ثبت شده است. او خـوب مي داند شايد مديريت با جذبه و ابهت و اسراف و زرق وبرق, تا انـدک زماني جلوه اي داشته باشد و جلوه گري دروغين آن, چند روزي چشم هـمـگان را خيره کند, ولي همچون کف روي آب زود فرو مي نشيند و نابود مـي شـود, ولي مديريت مردمي, ساده زيستي و حتي خود را در رتبه پايين تـرين مردم, از نظر زندگي مالي قرار دادن است که انسان را در دنيا و آخرت, جاودانه مي کند و روشي حسنه بر جاي مي گذارد.
بله, او به جاي گوش فرا دادن به سخنان آنان که مديريت را از روي نوع مـيـز و صـنـدلي باز مي شناسند, و براي مدير, معاون اول, معاون دوم, مـنـشـي و... صـنـدلـي و ميزهاي گوناگون و به اصطلاح براي هر کدام به فـراخـور شـان و رتـبه پيشنهاد مي کنند, تا نشانه مقام سازماني آنها بـاشـد, به سخنان پيامبران(ص) و أمه اطهار(ع) توجه مي کند و مديريت خوب و سالم را از آنان فرا مي گيرد.
حـال مـنـاسـب اسـت مـقداري از ساده زيستيهاي پيامبر اکرم(ص) و أمه اطـهـار(ع) و سـفـارشـهاي آنان به ساده زيستي, حرکتهاي عملي آنان در کـشـيـدن جـامـعه به ساده زيستي و دوري از پاره اي امور اعتباري نقل شـود, تـا الـگـوي امـام امت و منبع مديريتي او, براي ما روشن شود و مـعـلـوم شـود ما نيز بايد به چنان منبعي نزديک شويم و خود را با آن برابر سازيم
منبع:كتاب امام خميني، ساده زيستي و مسأله شأن .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 9:18  توسط علیرضا زینلی
|
از اهـم مسألي که بايد تذکر بدهم, مساله اي است که به همه روحانيت و دسـت اندرکاران کشور مربوط مي شود و هميشه نگران آن هستم... کيفيت زنـدگـي اهـل علم است. اگر خداي نخواسته, مردم ببينند که آقايان وضع خـودشـان را تـغـيير داده اند عمارت درست کرده اند و رفت وآمدهايشان مـنـاسـب شـان روحـانيت نيست.... از دست دادن آن همان و از بين رفتن اسـلام و جـمـهوري اسلامي همان... آن چيزي که مردم به آن توجه دارند و مـوافـق مـذاق عـامـه است اين که زندگي شما ساده باشد, همان طوري که سـران اسـلام و پيغمبر اسلام و اميرالمومنين و أمه ما زندگي شان ساده و عادي بود, بلکه پايين تر از عادي

منبع:كتاب امام خميني، ساده زيستي و مسأله شأن
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 14:58  توسط علیرضا زینلی
|